پس از دوازده سال - نفرین
او خواست تا کاخ خوشبختی خويش بر ويرانههای زندگانی من افرازد،
و زان پس معمار شالوده کاخش را چو خاکروبهای به دور اندازد.
او زنده است و معمار فِسُرد و دلش شکست و مُرد،
کاخ ويران شد و چو آرامگهی پيکرم به زير خاک بِبُرد!
سهيل فروزانسپهر، 21/4/86
0 TrackBacks
Listed below are links to blogs that reference this entry: پس از دوازده سال - نفرین.
TrackBack URL for this entry: http://weblog.sfsepehr.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/5


Leave a comment